مقدمه

پسر کاو ندارد نشان از پدر      تو بيگانه خوانش مخوانش پسر

زماني كه پدر به خانه مي‎آمد، همه ما سعي مي‎كرديم خود را در گوشه‎اي و به كاري مشغول كنيم. حضور پدر در خانه مترادف با آرامشي كاذب بود. چرا كه ما بچه ها با پچ پچ و نجوا، شيطنت‎هاي كودكانه خود را با يكديگر تقسيم مي‎كرديم و براي فردايي كه پدر به سركار مي‎رفت، نقشه‎ها مي‎كشيديم. حرف حرف پدر بود و تمام افراد خانواده بايد بدون چون و چرا تصميمات او را اجرا مي‎كردند. بدترين حالت، زماني بود كه مادر عليرغم صبوري و بردباري كه داشت از شطينت‎هاي روزانه ما به ستوه آمده و پيش پدر شكايت مي‎كرد. آن موقع بود كه ما فريادها و چهره برافروخته پدر را بعنوان آژير خطر تلقي كرده، هر كدام به گوشه‎اي مي‎گريختيم و واي به حال كسي كه در اين ميان سستي كرده وديرتر پا به فرار مي‎گذاشت. فرقي نمي‎كرد كه مقصر چه كسي بود. همه با هم تنبيه مي‎شديم.

 اين صحبت‎ها نمونه ي درد دل بسياري ازكودكان در جامعه امروزي است. الگوي سنتي پدر بعنوان فردي مسلط، مقتدر، انعطاف ناپذير و يا حتي تنبيه كننده ديگر جوابگوي نسل امروزي نيست. در بيشتر موارد اين مادرانند كه به نيازهاي عاطفي خانواده رسيدگي مي‎كنند. زنانند كه فرزندان را در آغوش مي‎گيرند و مهر و محبت خود را نثار آنان مي‎كنند. براي فرزندان كوچكتر داستان مي‎خوانند و در مورد دوستان ومسائل درسي واجتماعي با فرزندان بزرگتر صحبت مي‎كنند. پدر اغلب غايب است. نه تنها از لحاظ جسماني-  چرا كه سركار است  - بلكه از لحاظ احساسي، زيرا احساسات چيزي است كه اكثريت مردان از نشان دادن آن پرهيز مي‎كنند درنتيجه جوانان به سختي مي‎توانند در مورد مسائل احساسي با پدران خود صحبت كنند. اگر فرزند پسر بخواهد مسائل خود را درمورد مرد بودن با پدرش درميان بگذارد، به راحتي نمي‎تواند اين كار را انجام دهد زيرا مرد بودن به معني اظهار نكردن احساسات است.

 بدين ترتيب اكثريت مردها تصور مي‎کنند كه پرورش كودك از وظايف مسلم مادر است وكمك اصلي پدر محدود به حمايت مالي و به انضباط در آوردن كودك است. البته لازم به ذكر است كه برخي از پدرها هم كه حساسيت بيشتري نسبت به كودكان و نيازهاي آنان نشان مي‎دهند ، با رسيدن فرزندانشان به مرحله بلوغ اين توجه كم رنگ‎تر مي‎گردد. معمولاً زماني كه علائم بلوغ جسمي در دختران ظاهر مي‎شود، پدران رفتار خود را نسبت به آنان تغيير مي‎دهند. پدري كه قبلاً با دختر كوچكش بازي مي‎كرد. او را در آغوش مي‎گرفت و به او توجه نشان مي‎داد، ناگهان و يا بتدريج بهانه‎گير، سخت‎گير و غير صميمي مي‎شود. مادران نيز همين رفتار را با پسران در حال بلوغ خود دارند. در صورتي كه حضور پدر و مادر در كنار فرزندانشان در اين مرحله وابراز صميميت و توجه به گونه‎اي كه نوجوان خواهان آن است، بسيار حائز اهميت است. بنابر آنچه كه گذشت  لازم است كه  پدران از امر تربيت ؛ نگهداري ورشد و شكوفايي كودكان نقش ومشاركت فعال داشته باشند لذا در ادامه بحث با نگاهي به تصور كودكان  از پدر ونقش الگوي پدر در خانواده ،شرط اثر گذاري پدر مطرح وراهكارهايي جهت اينكه پدر بهتري باشيم ارائه مي شود.

نقش پدر در تربيت فرزندان :    

امام سجاد(ع) در رسالة الحقوق فرمودند: و اما حق ولدك فتعلم انه منك و مضاف اليك فى عاجل الدنيا بخيره و شره و انك مسئول عما وليته من حسن الادب و الدلالة على ربه و المعونة له على طاعته فيك و فى نفسه، فمثاب على ذلك و معاقب فاعمل فى امره عمل المتزين بحسن اثره عليه فى عاجل الدنيا، المعذر الى ربه فيما بينك و بينه بحسن القيام عليه، و الاخذله منه و لا قوة الا باللَّه. حق فرزند تو اين است كه بدانى او از توست و هر گونه كه باشد چه نيك و چه بد در دنياى گذرا به تو منسوب است و تو در آن چه به او سرپرستى دارى مسئول هستى در ادب نيكو و راهنمايى به سوى پروردگار و يارى او بر طاعت خداوند درباره تو و خودش.(2)

       در دنياي پرمشغله امروزي متاسفانه بعضي از پدران به بهانه هاي مختلف از اعمال نقش موثر در تربيت فرزندان شانه خالي كرده ومادران ومدرسه را مسئعول  تربيت فرزندان خود مي دانند اين در حالي است كه نتايج برخي از تحقيقات نشان مي دهد كه :

- يکي ا از عوامل ضعف خانواده هاي امروزي کاهش نقش پدر در خانواده است.

- كودکاني که در غيبت پدر پرورش يافته اند زمينه هاي بروز بزهکاري در آنان بيشتر ديده شده است.

- کودکاني که از تربيت و همراهي پدر در بازي و تفريح و سرگرمي برخوردار بوده اند، ضمن داشتن روابط عميق تر با دوستان داراي خود کنترلي و مهارت بيشتر در بيان حالات هيجاني خود و تشخيص احساسات و عواطف ديگران بوده اند.

 - پدراني که دخالت بيشتري در تربيت داشته اند، فرزندان آنها علاوه بر داشتن رفتار مسؤولاانه ، ، کمتر ديگران و شانس و «اقبال بد» را به عنوان مشکلات رفتاري خود مطرح مي کردند.

- 55% زندانيان 70% اخراج شدگان مدارس و 82% دختران نوجوان فراري و اکثر معتادان از خانواده هايي بوده اند که يا از وجود پدر محروم بوده اند و يا پدر نقش صحيح ، مفيد و مؤثر خود را در تربيت آنان ايفا نکرده است.

- مشاهدات بيانگر آن است افرادي که در بزرگسالي همدلي بيشتري با ديگران نشان مي دهند، در کودکي از مشارکت صحيح پدر در تربيت خود بهره مند بوده اند.

 - پسران نوجوان فاقد پدر به راحتي دچار دضطراب و ناراحتي مي شوند.

 - در خانواده اي که پدر حضور نداشته و يا وجودش بي تأثير باشد، فرزند تمايل بيشتر به الگو قراردادن رفتار مادر نشان مي دهد ، اين امر مشکلاتي را به ويژه براي پسرها بوجود مي آورد.

- دختران خانواده هايي که در آنها مادر مسلط و پدر منفعل بوده است در دوره نوجواني و بزرگسالي در ارتباط با مردان و تشکيل خانواده بيشتر دچار مشکل شده اند.

 - فرزنداني كه روابط سازنده ومفيد با پدرانشان دارند بيشتر داراي اعتماد به نفس بوده، در مهارت‎هاي اجتماعي تواناترند و به خوبي از عهده كنترل شرايط وموقعيت‎هاي جديد بر مي‎آيند. آنها همچنين خصوصياتي مانند قاطع بودن، خودكفايي، شجاعت در مواجهه با مشكلات و خجالتي نبودن را از پدر مي‎آموزند. پدري كه دختر خود را همانند پسرش در فعاليت‎ها شركت مي‎دهد، او را به اردو مي‎برد و به او مي‎آموزد كه چگونه ورزش كند و ... در حقيقت ويژگيهاي مديريت را به او مي‎آموزد. در مجموع فرزندان خصوصيات ويژه مديريت را كه براي موفقيت به آن نياز دارند از پدرانشان مي آموزند و اين ويژگي است كه يكفرد بدون توجه به اينكه هدفش در زندگي چه باشد (تربيت فرزندان يا اداره خانواده، ادامه تحصيل يا كار) به آن نياز دارد. تصور كودك از پدر    

       طفل از زمان تولد تا حدود دو ماهگي شديداً وابسته به مادر است و مادر را مركز آرزوها و آمال خود  مي داند. به تدريج كه كودك بزرگ مي شود، پدر وارد زندگي و ذهن و تصور او مي شود. كودك اين را در مي يابد كه پدر براي او پناهگاه است، معلم است، رهبر و قانونگذار است.كودك به تدريج كه بزگتر مي شود تصوراتي از پدر را در ذهن خود پرورش داده و آنها را پروبال مي دهد. معمولاً کودکان تصوري اغراق آميز از پدر دارند. او را بزرگ تر ، قوي تر و داراي نيروي مضاعف مي پندارند که اطلاعات کافي هر زمينه و توانايي حل همه مشکلات را دارند. او را کانون ارضاي نيازهاي مادي، رواني، اجتماعي ، عاطفي و ارتباطي و عامل امنيت خانه و خانواده مي دانند. از جمله تصوراتي كه كودك از پدر خود دارد عبارتند از : الف ) چهره برجسته خانواده : كودك ،پدرخود را بزرگترين شخصيت و عاقل ترين افراد مي داند. اگر كسي عليه پدر چيزي بگويد، ا و از پدر خود دفاع مي كند. كودك در خانه با پدر رفتاري رسمي دارد و بيشتر اوقات از كانال مادر با پدر ارتباط برقرار مي كند.

.ب ) همانندي با پدر : از نظر روان شناسان، كودكان مخصوصاً پسر بچه ها پدر را الگوي خود قرار مي دهند. پدر از نظر كودك سمبل قدرت است. ضامن خانواده است و همه آرزوي كودك اين است كه مثل پدرش باشد.

.ج ) ضامن رفع نيازها: پدر از نظر كودك ضامن رفع نيازهاست. هر چيزي را كه اعضاي خانواده احتياج دارند ، پدر تهيه     مي كند، كودك در سايه پدر، نيكو پرورش مي يابد. هر چقدر سن كودك بيشتر شود، ديد او نسبت به ضمانت پدر بيشتر   مي شود بطوريكه در سنين نوجواني مادر را عامل مهر و محبت و پدر را عامل تأمين زندگي و انضباط مي داند.

   د ) عامل تأمين امنيت : امنيت رواني مهمترين امنيت ها در خانواده است مي گويد: تا احساس امنيت نباشد هيچ كس به فكر حركت بعدي نيست و اين امنيت در سايه احترام و درك متقابل از يكديگر به دست مي آيد و زماني احترام لذت بخش مي شود كه عاطفه اي زيبا در خانواده مبادله شود. در خانواده هايي كه اختلاف بين والدين زياد است و فرزندان فاقد امنيت رواني هستند، آسيب هاي اجتماعي به مراتب بدتر از خانواده هايي است كه فاقد پدر يا مادر هستند.اگر خطري براي كودك پيش آيد به پدرش پناه مي برد. مامن وپناهگاه خود در مقابل مشكلات را پدر مي داند ودر هنگام سختي ها وگرفتاريها تصور مي كند كه تنها پدر است كه مي تواند مقاومت كرده وآنها را از خطر نجات دهد در حقيقت هيچگونه شكستي را براي پدر متصور نمي شود وعدم حضوروخلاء وجود پدر به شدت احساس عدم امنيت را در كودك تقويت     مي كند.

ه ) مركز دانايي و انديشه: پدر نماينده دنياي خارج كودك است، مركز دانايي و آگاهي است. كودك گمان داردكه پدرش در همه اصول و قواعد داناست. حتي كودكاني كه نسبت به پدر ديد منفي دارند باز هم درباره پدر تعصب دارند و عقل و فكر او را تحسين مي كنند.

 اين تصورات و توقع ها مسؤوليت هاي بزرگ و تعيين کننده اي بر عهده پدران مي گذارد و آنان را وا مي دارد تا درامر تربيت و چگونگي رشد و شکوفايي کودک مشارکت و نقش ويژه اي داشته باشند.

پدر، معلم خانواده و الگوي مناسب

مسئله پدري و عهده داري سرپرستي فرزندان ، مسئوليتي خطير و موفقيت در آن مستلزم آگاهي ،  فداكاري  و اخلاق و اعتقاد است . به فرموده  پيامبر  (ص)پدر مسئول است :  والرجل راع علي اهل بيته و هو مسئول عنهم . او مسئول است اعتماد را در درون خانواده بياورد، مراقب فرزندان باشد و زمينه را براي استقلال و آزادي فراهم آورد و مخاطرات را از آنها  دور سازد.ازهمان دوران جنيني پدر بايد زمينه ساز تربيت فرزند باشد تا روزي كه او به دنيا آمد دچار گرفتاري و سردرگمي نباشد . به گفته خواجه نصير الدين طوسي «از طريق پدر است که فرزندان تدبير و کمالات نفساني چون آداب و فرهنگ، هنر و صناعات و علوم طريق زندگي را که سباب بقا و کمال نفس هستند ياد مي گيرند.

فرزند ، محبت کردن طرز صحبت، راستگويي ، وفاداري، روابط اجتماعي، شيوه غذا خوردن ، نشست و برخاست کردن و همه سجاياي اخلاقي را مي تواد از پدر بياموزد.- دختر برخورد با مرد را از پدر مي آموزد، او از پدر مسائلي را مي آموزد که هرگز از مادر نخواهد آموخت.  كودك در مسير رشد از افراد بسياري اثر مي پذيرد و تحت تأثير ديده ها و شنيده هاي بسياري است. همه ي آنهايي كه اطراف او هستند و به نحوي در او اثر دارند مدل و الگوي كودكند . اما پدر از همه آنها مهمتر و مؤثرتر است و اين اهميت و تأثير تا سنين نوجواني همچنان بر جاي خويش است . رفتار پدر در سنين خردسالي فرزند براي او همه چيز است : درس ، اخلاق ، تربيت ، سازندگي يا ويرانگري. طفل همه چيز را از او كسب مي كند: محبت ، شفقت ، وفاداري ، خلوص و صفا ، رشادت و شهامت ، ادب و تواضع ، عزت نفس ، سجاياي اخلاقي ، درستكاري ، پشتكار ، سربلندي ، شرافت ، صداقت و...اين امر آن چنان از نظر صاحب نظران تربيتي اهميت دارد كه برخي از آنها رفتار فرزندان را انعكاسي از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند : تو اول كودك خود را به من بنماي تا بگويم تو كه هستي . نحوه استدلال پدر، به كارگيري وسايل و ابزار، كينه توزي و خود خواهي او و... همه در كودك مؤثر است ..بر اين اساس پدران در برابر رفتار شخصي خود مسئولند. و با افكار و رفتارشان كودك را جهت مي دهند ، و موجبات رشد و يا سقوط شخصيت فرزندان را فراهم مي آورند.

شرط اثر گذاري پدر

 شرايط اثرگذاري پدر در كودك اين است كه پدر در خانه باشد و در حضور كودك باشد  ، همدم و همبازي او باشد ، به او محبت كند ، از نظر كودك عادل باشد ، در برخوردها هيچگونه تبعيضي نداشته باشد تا به نظر كودك كسي آيد كه به رفع نيازهاي او اقدام مي كند و در كل ، او پدر را دوست داشته باشد. فرزند در چنين شرايطي است كه از پدر الگو مي گيرد و   مي كوشد كردار و رفتارش را با او موافق سازد . در غير اين صورت  ممكن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگيرد ولي چنين جنبه الگويي هرگز پايدار نيست . طفل اجباراًراه  و روش پدر را تكرار  مي كند. ولي دردل هرگز عشقي نسبت به او احساس نخواهد كرد و هرگز نخواهد انديشيد كه چون او باشد و حركات و رفتارش را براساس خواسته او شكل بدهد.

فرزندان شما نياز به وقت گذاري شما دارند تا از وجود شما و از زمينه هاي انس و الفت شما بهره اي گيرند. راه و روش زندگي را از شما فرا گرفته و طريق زندگي خود را هموار سازند. شما هرچند كه سرگرم و مشغول كار باشيد بازهم به صلاح و مصلحت شماست كه در شبانه روز لااقل نيم ساعت با فرزندتان همراه باشيد، با او حرف بزنيد ، بگوييد و بخنديد، استراحت و تفريح كنيد. در سايه اين وقت گذاري قادر خواهيد شد رفتار فرزندتان را دريابيد، از ريشه و منشاء آن باخبر شويد، اگر رفتاري ناپسند دارد از آن سر درآورده و راه رفع واصلاح آن را پيدا كنيد . از تمايلات و خواسته هاي او آگاه شويد و در اين رابطه تصميم بگيريد.

پدرها حلال مشکلات نيستند ولي مي توانند کليدهايي را براي دستيابي به اميدها و آرزوها به فرزندان خود بدهند. وقتي که آنان رشد مي کنند به پدر خود – کسي که زندگي آنها را به بهترين شکل ترسيم کرده است – مثل يک قهرمان مي نگرند.جان گات من، پژوهشگر در زمينه مسائل خانوادگي اظهار مي دارد:" ما معتقديم که پدرها به اين دليل نفوذ زيادي که بر فرزندان دارند ، رابطه آنها با فرزندان، هيجان هاي نيرومندي را در کودکان برمي انگيزد و گذراندن وقت با آنها، اين پتانسيل عظيم را آزاد مي کند.پدرها راهنماي خوبي براي فرزندان هستند تا بتوانند شاد باشند و سالم زندگي کنند.."

كودك در آينده به آن كس دلبسته تر خواهد شد كه با او سابقه انس وارتباط بيشتري داشته باشد. و حرف و سخن آن كس را بيشتر پذيرا خواهد شد كه باب رفافت وملاحظات با او گشاده باشد . و شما در سايه ي اين وقت گذاري موفق خواهيد شد رابطه ي او را با خود ، با اعضاي خانواده و از آن مهم تر با خدا محكم تر سازيد.

راهكارهاي اعمال مطلوبتر نقش  پدر ي 

 امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايند: قال رسول الله‏صلى الله عليه وآله: من قبل ولده كتب الله له حسنة ومن فرحه فرحه الله يوم القيامة ومن‏علمه القرآن دعي بالابوين فكسيا حلتين تضي‏ء من نورهما وجوه اهل الجنة:پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمودند: كسى كه فرزندش را ببوسد، خداى تعالى براى او حسنه مى‏نويسد وكسى كه فرزند را شاد كند، روز قيامت او را شاد مى‏گرداند و كسى كه به فرزندش قرآن ياد دهد، برپدر و مادرش حله‏هايى از نور مى‏پوشانند كه چهره‏هاى بهشتيان از آن نورانى مى‏گردد.(6) پيامبر اكرم(ص) فرمودند: اكرموا اولادكم و احسنوا آدابهم؛  فرزندانتان را بزرگ داريد و با آنان رفتارى نيكو كنيد. (1).

آگاهيهاي خود را افزايش دهيد: هر چند از نظر تحصيلات داراي مدارج عالي علمي در رشته خاص وتخصص باشيد باز هم نيازمند كسب آگاهي ومعرفت در زمينه تربيت فرزندان هستيد. آنچه متاسفانه مشاهده مي شود بعضي از پدران دچار نوعي غرور وخود شيفتگي شده وخود را بي نياز از كسب آگاهيهاي تازه در زمينه تربيت مي داننند . يكي ازنشانه هاي بارز آن عدم حضور فعالانه پدر در برنامه هاي آموزشي خانواده كه سالهاست از مدارس برگزار مي گردد ويكي از گلايه هاي مديران مدارس اين است كه پدران اصلا راغب ومايل به شركت در اين كلاسها نيستند. اين در حالي است كه تربيت درياي بي كراني است كه هرچه در آن پيش رويد وعمق آنها بيشتر وبيشتر مي شود. لذا پدران لازم است همگام با افزايش سن فرزندان در پي افزايش دانش وآگاهيهاي تربيتي خود باشند. هر چه قدر سطح آگاهي پدر- نه صرفا تحصيلات- بالا باشد مي تواند ارتباط صحيح تربافرزندان برقرار كند.

- به همسرتان بسيار عشق ورزيد:  عشق ورزيد ن واحترام گذاشتن به همسرباعث مي شودكه فرزندان دوست داشتن ودوست داشته شدن را بياموزند.  فرزندانتان با همسران آينده خود به همان گونه اي رفتار مي كنند كه شما با همسرتان برخورد مي كنيد. اجازه دهيد ن ببينند كه شما عشق و محبت را به مادرشان ارزاني مي داريد. وقتي كه شما و همسرتان تعارض و اختلاف داريد، به فرزندانتان نشان دهيد چگونه دو آدم مي توانند آن را به شيوه درست حل و برطرف نمايند.  و بهترين نوع آماده سازي كودك براي ازدواج وتشكيل خانواده درآينده اين است كه كودك با پدري زندگي كند كه مادرش را بسيار دوست مي دارد

.- به آنچه مي گويند عمل كنيد:اگر شما به كودك خود محبت كنيد ولي در طول هفته با همسرتان داد و بيداد كنيد، هر آنچه درباره مهرباني و علاقه مندي بگوييد در نظر فرزندانتان به حساب نمي آيد. بيان ديگر به آنچه مي گويند عمل كنيد وآنچه مطرح مي كنيد در عمل ثابت كنيد كه نشانه انسان كامل هماهنگي كردار وگفتار است.

- زماني را صرف فرزندانتان كنيد:. مهم نيست ما چه مي گوييم، بچه ها مي دانند كه ما وقت خود را براي كارها و يا افرادي صرف مي كنيم كه برايمان بسيار مهم هستند. طوري برنامه ريزي كنيد كه زماني را با فرزندانتان بگذرانيد. مهم نيست كه برنامه كاريتان چگونه است، اين وظيفه پدر است تا زمانش را طوري تنظيم كند كه با فرزندانش نيز باشد. ببينيد كه چه چيزهايي مورد علاقه فرزندانتان است وبرنامه حضور خود را با فرزندان بر اين اساس تنظيم كنيد.

 - به فرزندانتان ياد دهيد براي خود ارزش قائل شوند: اين كه چگونه فرزندان ارزش خودشان را از چشم پدر مشاهده كنند، تأثير بسزايي در كل زندگي شان بر جاي مي گذارد. وقتي که يك پدر تشويق و تحسين به موقع و مناسبي از فرزندانش به عمل آورد مي تواند اثر ماندگاري بر زندگاني آنها بگذارد. اين كار، انگيزه و مشوقي براي كودكان در رسيدن به مراحل بالاتر مي گردد.اما عكس آن نيز صادق است. هرگز فرزندانتان را با كلمات پست و سخيف صدا نزنيد و كلمات ناپسند را در موردشان به كار نبريد، چرا كه همانند تيرهايي هستند كه زخم عميق آنها همواره در طول زندگي بر جاي مي ماند.

- گفت وگو كنيد:يك خانواده متحد، به فرزندانش احساس امنيت مي دهد. حداقل يك وعده غذايي را با خانواده تان صرف كنيد و در همان حال در مورد اتفاقات آن روز با هم صحبت كنيد. حداقل بخشي از شب را به عنوان يك خانواده بگذرانيد نه اين كه به تماشاي تلويزيون بنشينيد. اين کار اصلاً پرهزينه نيست، شما مي توانيد با هم بازي كنيد يا به پياده روي  يا پارك برويد. ما عاشق نصيحت كردن هستيم ولي شنيدن موقعي صورت مي گيردكه با زبان فرزندان صحبت كرده ومخاطب شناس باشيم ومستد ل ومنطقي صحبت كرده وبه حرف ديگر افراد خانواده محترمانه گوش فرا دهيم.  وبا يكديگر درد دل كرده وتبادل تجربه نماييم.

- انتقاد پذير باشيد و ضعف هايتان را قبول كنيد: غرور باعث مي شود ما از مردم بترسيم كه مبادا بپندارند افرادي ضعيف هستيم. ولي فرزندانمان فقط نياز ندارند كه موفقيت ما را ببينند. آنها مي خواهند ببينند وقتي كه ما به ديگران صدمه مي زنيم در پي التيام آن نيز هستيم. وقتي ما تصميمات نادرستي اتخاذ مي كنيم، بايد مسئوليت عواقب آن را نيز پذيرا باشيم. بنابر اين بايد انتظارات فرزندان خود را پذيرفته واز آنها انتظار انتقاد داشته باشيم وزمينه را براي بيان انتقاد متقابل وسازنده از خانواده را فراهم كنيم.

تنبيه براي تربيت نه به خاطر فرو نشاندن خشم و عصبانيت:به خاطر خشم خود، فرزندانتان را تنبيه نكنيد. به خودتان زمان بدهيد تا آرام و خونسرد شويد. بچه بايد مشاهده كند كه ادب كردن و دوست داشتن دو چيز ضد و مخالف هم نيستند. تربيت  كردن، تنبيه  نيست. شايد با كمي درد هم توأم باشد ولي هدف آن تصحيح كردار ناپسند و رشد و تكامل شخصيت است. من مي خواهم كودكانم بدانند وقتي امتيازاتي را از آنها سلب مي كنم يا مجبور مي شوم كه پشت دستشان بزنم، قصدم عذاب و شكنجه دادن آنها نيست بلكه به اين خاطر است كه بعدها در زندگي، كودكانم به الگوهاي ناپسندي عادت نكنند كه اين امر باعث آسيب رساندن به آنها در آينده گردد.

 -از نشان دادن احساس محبت آميز خود نهراسيد:اداي كلمات محبت آميز و ابراز احساسات اهميت بسزايي دارند. مطالعات نشان داده كه وقتي كودكان اين محبت را تجربه نكنند، با روش هاي مخرب و آسيب رسان به دنبال اين حلقه گمشده مي گردند. يك روز نبايد براي پدري بگذرد كه به فرزندانش نگفته باشد «دوستتان دارم». چرا كه هر روز شايد آخرين باري باشد كه ما اين فرصت را داريم.انرژي زيادي از ما صرف مي شود تا زندگي مان را طوري سروسامان بدهيم كه خداوند به ما عنوان پدر را تفويض كند. ما نياز داريم كه بيشتر اوقات خود را با فرزندانمان بگذرانيم تا اين كه هرگز زماني نيايد كه به عقب بنگريم و آرزو كنيم «كاش زمان بيشتري را با آنها صرف كرده بودم يا به آنها مي گفتم كه چقدر دوستشان دارم.– به فرزندمان احترام بگذاريم و از تحقير شخصيت و انتقاد نابجا بپرهيزيم. و با ايجاد رابطه ي دوستانه زمينه انس با فرزند را هموار سازيم تا بتواند به راحتي حرف دلش را به ما بگويد.

- با شرکت دادن همه اعضاي خانواده در تصميم گيريهاي زندگي به رشد اعتماد به نفس فرزندان کمک کنيم.
 -  سعي کنيم از ويژگيهاي فرزندمان اطلاعات و آگاهي هاي لازم را داشته باشيم. و به استعداد و سليقه هاي آنان احترام بگذاريم

-  به تحصيل و درس فرزندان اهميت داده و با شرکت در جلساتي که مدارس تشکيل مي دهند به آنها ارزش و اعتبار دهيم.

 - رفتارهاي خودمان ر اصلاح کنيم تا الگوي مناسبي براي فرزندان باشيم. پدراني که بين عمل و گفتارشان تفاوت وجود دارد هرگز الگوي خوبي براي آنها نخواهند بود

- سعي کنيم هرچند وقت آنها را به مسافرتهاي خارج از شهر ببريم و از تجارب خود در سفر با فرزندان گفتگو کنيم.

-در هنگام رفتن به سفرهاي طولاني بهتر است از خود نشانه هايي بر جاي بگذاريم (عکس، کاست صوتي و يا تصويري و...) در طول سفر از طريق تلفن با فرزندمان صحبت کنيم، در صورت امکان فرزند بزرگتر را با خود ببريم و در بازگشت از مسافرت سوغات آنها را فراموش نکنيم. 

  - آنان را با دوران کودکي و نوجواني خود و ساير افراد مقايسه نکنيم. و به موفقيت هايشان احترام بگذاريم و هر چند وقت يکبار آنها را يادآوري کنيم. 

- سعي کنيم نقش تربيتي خود را براي فرزندان نوجوان ، از يک «مصلح و هدايت کننده» به يک «مشاور» تبديل کنيم. 

-  در هنگام صحبت کردن فرزند نوجوان، ضمن توجه به سخنان او، افکار و احساسات خود را براي او تشريح نماييم.

 -وقتي فرزندمان کار خوبي انجام مي دهد احساس خوشحالي خود را به او نشان دهيم و سپس او را در آغوش گرفته و بگوييم که چقدر دوستش داريم. 

- محيطي صميمي ايجاد نماييم تا فرزند نوجوان ما بتواند آزادانه احساساتش را باز گو کند. و بين خود و فرزندان به جاي رابطه خشک و آمرانه، ارتباط عاطفي توأم با گذشت و صبر را حاکم نماييم تا مروت و مردانگي را بياموزند

- سخن ما به عنوان پدر در خانواده موقعي نافذ است که خودمان به آن اعتقاد داشته و عمل نماييم.
 - اقتدار پدري لازمه تربيت کودک و نوجوان است، اين اقتدار در سايه مهرباني، دوستي و قاطعيت  شکل مي گيرد نه در برخورد خشن، نا سزا گويي و احتمالاً کتک زدن.

منابع ومواخذ

1- بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۹۵.

2- تحف العقول، ص ۲۶۳.

3- خسروبيگ ،ميترا ،((گزارشي از همايش سبز «ارتباط دختران و پدران»، مهر دخترانه، كيمياي سعادت خانواده و جامعه)) ، روزنامه كيهان، شنبه 28 آبان 1384، سال شصت و هارم،شماره 18385.

4- علي نسب ، داود، (( روش مؤثر براي اين که پدر بهتري باشيم))     Aftab.ir http://www.

5- موسويان ، فاطمه بيگم ،(( نقش پدر در تربيت فرزند)). http://www.m-narjes.org

6- وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏194

.http://www.dostan.net-